محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
38
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پذيرفت . بنابراين من و شما و هر انسان ديگرى از ستمها و گناههايمان در دنيا رهايى نخواهيم يافت . ( و لا ينجى بشىء كان لها ) در آن روز انسان تنها بوده و غير از خويش و گرفتارىها و مصائبش كس ديگرى را نمىبيند و از همه جهانيان غافل است . ( إبتلى الناس بها فتنة ) فتنه به اموال و فرزندان و مقام و موقعيت و ديگر جلوههاى زندگى گفته مىشود . فتنهها ، سبب جدايى انسان پاك از ناپاك مىشوند و واكنش انسان نسبت به آنها زمينه كيفر و پاداش را فراهم مىآورد . ( فما أخذوه منها أخرجوا منه و حوسبوا عليه ) هر چه را انسان در دنيا براى رفع حاجت و به شكل مجاز انجام داده باشد ، بدون شك ايرادى ندارد و اما اگر از روى ريا و فساد و سركشى به كارهايى دست زده باشد و دستاوردى فراهم آورده باشد ، از همه آن جدا گشته و مرگ او را به تنهايى مىربايد و سپس محاسبه و كيفر خواهد شد . ( و ما أخذوه منها لغيرها ) بنابراين كارهاى نيك را در دنيا توشه آخرت خويش قرار دهيم و از دنياى فانى جهان جاودان آخرت را آباد كنيم . ( قدموا عليه و أقاموا فيه ) اين سخن اشاره به وعده خداوند به مؤمنان دارد : « خداوند به مردان و زنان با ايمان باغهايى وعده داده است كه از زير آنها نهرها جارى است . در آن جاودانه خواهند بود و [ نيز ] سراهايى پاكيزه در بهشتهاى جاودان [ به آنان وعده داده است ] و خشنودى خدا بزرگتر است . اين است همان كاميابى بزرگ . » « 1 »
--> ( 1 ) . وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ توبه / 9 : 72 .